جورج جرداق ( مترجم : حجازى )

83

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى )

و خانه‌هائى استوار مى ساختند و سرمايه‌هاى كلان فراهم مى آوردند و اكنون در خانهء تاريك گورها جاى گرفته‌اند و آنچه فراهم آوردند نابود شد و مرده ريگ آنها بين وارثانشان پخش گرديد و همسرانشان با ديگران جفت شدند ، اكنون نمى توانند كار نيكى انجام بدهند و نه از تبهكاريهاشان پوزش بخواهند پس هر كس كه جانش بتقوا گرايد در نيكوكارى بر ديگران پيشى گيرد و كردارش را برستگارى رساند و از بهره‌هاى دنيا براى آخرت بهره‌مند گردد و براى رسيدن ببهشت جاويدان تلاش كند زيرا دنيا براى آن آفريده نشده كه قرارگاه هميشگى انسان باشد بلكه سرائى است كه از آن بايد براى زندگانى در پايگاه جاودانهء آخرت توشه‌اى برگرفت پس براى كوچيدن از دنيا آماده باشيد و مركب هاى سوارى خود را مهيا كنيد ) ولى چه بايد كرد كه انسان فرزند دنياست و بناگزير ، فرزند بمادر عشق مى ورزد و بدامانش مى آويزد و با زيورهايش بازى مىكند و هرگز از او دل نمى كند ، على راه را چنين نشان مىدهد كه بايد روح را از لجن ماده رها كرد و به او ايمان بخشيد تا راه را بسوى معنى باز يابد و با شايسته‌كارى چنان تلاش كند كه از چسبيدن به زمين وارهد و بتواند به بالا رود در اين صورت است كه علم و آگاهى مى يابد و بمرگ و زندگى پس از آن يقين مىكند و خود را براى رسيدن بسرنوشتى

--> ( 1 ) - خطبهء 132 نهج البلاغه